جستجو

تبلیغات



    پریروز داشتم می رفتم زنجان عقد خاله آیلین

    آیلین بلوز شلوار عیدشو برداشت گذاشت تو کیفش که به خاله نشون بدم

    با یه کتاب داستان یه دفتر نقاشی و مداد رنگیاش

    سمند خطی نبود

    ولی یه آردی سفید یود که رو درش هم آرم حمل و نقل بود

    با همون رفتیم ....

    تو محضر دیدم ای وای کیف آیلین جا مونده تو آردی

    فرداش رفتم مدیریت مسافربری زنجان چیزی به اونا نداده بودن

    ابهر هم خبری نبود

    کاش کمی لباس بچه ارزون تر بود تا من انقد به خاطر جا گذاشتن دو تیکه لباس اعصابم خورد نمی شد

    کاش اون راننده لعنتی هم یه کم انصاف داشت

    کاش من یه کم حواسمو جمع می کردم

    کاش اونقد مرفه بودم که خودم ماشین داشتم

    که اگه چیزی هم جا موند تو ماشین خودم می موند


    این مطلب تا کنون 18 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 29 اسفند 1389
    منبع
    برچسب ها : آیلین ,

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر